علی احمدی محقق حوزه تطبیقی

کارشناس ارشد آموزش وپروش تطبیقی

علی احمدی محقق حوزه تطبیقی

کارشناس ارشد آموزش وپروش تطبیقی

سلام. دوستان خاطره ای که می خوام براتون تعریف کنم. مربوط به 15 آبان امسال. در مدرسه شهید میثمی هست. 

معلم کلاس اول جلسه ای بااولیا دانش آموزان داشت. بعد از احوال پرسی با اولیا اومد  کیفش رو برداشت که بره بقیه حرفاش را از روی متنی که آماده کرده بود بخونه، تا چیزی یادش نره گفت بشینم یه چای بخورم تا گلوم تر شه.  روی صندلی نشست چایش رو گرفت دستش من می خواستم باهاش شوخی کنم. من تا اومدم طرفش دستش رو کشید و چایی ریخت روی پیراهن و شلوار کتانی که پوشیده بود. روی لباسش چیزی معلوم نبود  ولی شلوار ش یه جور شده بود انگار خودش رو خیس کرده بود . من و سایر معلمها از خنده روده بر شده بودیم و نمی تونستیم جلوی خودمون را بگیریم از خنده ی ما آقا معلمه حسابی شاکی شده بود. می خواست بره خونه لباس هاش رو عوض کنه که چند تا از اولیا جلوی در ایستاده بودند و می خواستند از آقا معلم اجازه بگیرن زودتر برن ویه جورایی راه  بیرون رفتن از دفتر مدرسه براش بسته شده بود. زنگ تفریح تمام شد و معلمها با لب خندان به کلاس هاشون رفتن. اولیا یی که کار داشتند هی سراغ معلم کلاس اول را از مدیر که در سالن قدم می زد می گرفتند. قرار شد من برم از خونه آقا معلم اولی ها براش لباس بیارم. می خواستم برم گفتم یه زنگ بزن خونه هماهنگ کن برم برات لباس بیارم. زنگ زد خونه خانمش خونه نبود. دیگه داشت حسابی  از کوره در می رفت، عصبی شده بود و این ور  اون ور می رفت. و این کار ش ما رو تحریک می کرد تا بیشتر بهش بخندیم. نمی دونم چی شد و چطور شد که بهش پیشنهاد دادم بیا کت و شلوار منو بپوش. وقتی این حرف رو از من شنید اول خوشحال شد ولی بعد گفت کت تو برای من خیلی بزرگ می شه گفتم حالا میخوای امتحان کن ضرری که نداره. من کت و شلوار م رو دادم آقا پوشید و خودمم شلوار خیس را پوشیدم. از قضا کت من خیلی هم بهش می اومد. و انگار کت و شلوار منو به تنش دوخته بودند. خوشحال رفت و جلسه اش رو برگزار کرد و اون روز یه خاطر ه ای شیرین برای من شد و منم تصمیم گرفتم دیگه با معلمی که جلسه داره شوخی نکنم. امیدوارم که از این خاطره ی من خوشتون اومده باشه 

  • علی احمدی

در روز پنجشنبه سوم دی ماه سال 1394 در دانشکده فنی و مهندسی انتخابات انجمن علمی با حضور دکتر فضل الهی و دکتر کریمیان و دکتر بختیاری  و جمعی از دانشجویان دوره دکترا و دوره کارشناسی ارشد برگزار شد.

  • علی احمدی

رئیس مرکز پرورش استعداد ها در آمریکا با اشاره به نقش  بسیار مهم والدین در شناسایی استعدادهای کودکان گفت:زمان شناسایی استعداد ها در کودکان از بدو تولد آغاز می شود.

لسلی ویلیام در حاشیه برگزاری  اولین گرد همایی بین المللی مدیریت استعدادها در ایران در گفتگو خبر نگار ایرنا  اظهار  کرد :همچنین رشد فکری ،جسمی  و روانی  کودکان در گرو ارتباط مثبتی  است که با والدین خود دارند و حتی ظرفیت لازم مغز  برای یادگیری کودکان ،ناشی از تربیت مناسبی است که  آنها از طرف والدین خود می گیرند.

وی بیان کرد :حتی پس از ورود کودکان  به مدارس ، ارتباط مناسبی با والدینشان دارند،در این زمینه همچنان موثر است .

ویلیام مسن با بیان اینکه شناسایی و پرورش استعداد ها یک مسئله  فرهنگی است و تعریف آن در جوامع مختلف متفاوت است ،افزود بهترین و اولین اقدامی که می توان در سطح بین المللی در زمینه شناخت استعداد ها انجام داد ،ارائه تعریفی مشترک علمی از استعداد انجام داد ،ارائه تعریفی مشترک به لحاظ فرهنگی و علمی از استعداد است.

وی در خصوص نقش دولت ها در پرورش استعداد ها گفت :باید به سرمایه انسانی به عنوان یک منبع درآمد زا توجه ویژه شود و نباید فقط استعداد ها را پرورش دهیم بلکه باید بتوانیم روی سرمایه گذاری و مدیریت کنیم.

فارغ التحصیل دانشگاه هاوارد ، در خصوص آخرین دستاورد های مرکز پرورش استعداد ها در آمریکا افزود :در این مرکز روی آگاهی کودکان  به ویژه در زمینه ی یادگیری از دبستان تا دانشگاه اقداماتی انجام  می شود. و تمر کز ما بیشتر  بر شناسایی  ویژگی خاص  هر کدام  از آن هااست  تا بتو ان با سرمایه  گذاری ، به طور مناسب در طول زندگی از آنها استفاده کرد .

اولین گردهمایی بین المللی مدیریت استعداد ها  از 24 تا 26 آذر ماه سال جاری با حضور  کارشناسان داخلی  و خارجی  در دانشگاه تربیت مدرس برگزار  شد .

منبع : ایرنا 

عصر ایران  28 /9/1394

  • علی احمدی

رابطه اقتصاد با منابع و آموزش نیروی انسانی                                                                              استاد:دکتر بختیاری

                                                                                                                                    دانشجو:علی احمدی

مقدمه: مشکلی که انسان از ابتدا با آن مواجه بوده،معیشت و تامین نیاز های اولیه برای زندگی اش بوده است .پس انسان برای تامین نیازهایش باید تلاش فراوانی انجام می داد. با کشف  آتش وگذشت زمان و پیشرفت در ساخت تجهیزات اولیه کشاورزی وپیدایش روستا وپس از آن شهرها، برای استفاده از منابع موجود در طبیعت بابهره گیری از  علم ودانش در تولید مایحتاج خویش و آموزش نیروی انسانی برای تولید بیشترمواجه بوده است. لذابرآنم که رابطه اقتصاد با منابع و آموزش نیروی انسانی را بررسی کنم.

همیشه بین جمعیت و نیازهای فیزیکی برای ادامه حیات رابطه ای دو طرفه وجود دارد. به عبارت دیگر وجود جمعیت  به معنی وجود برخی از نیازهای اولیه و اساسی ادامه حیات بوده وچگونگی تامین این نیازها نیز بر چگونگی ادامه حیات اثر می گذارد.

در همین فرایند است که تولید اقتصادی جامعه شکل می گیرد و لذا رابطه ای بین اقتصاد و زندگی برقرار می گردد که می تواند بصورت یک چرخه ی اقتصادی نیز مطرح گردد . بدین معنی که می توان تصور کرد که جمعیت در هر لحظه از حیات خویش برای فراهم آوردن وسایل تأمین و تداوم زندگی ، بخشی از خود را به عنوان نیروی انسانی در اختیار فرایند تولید می گذارد . این نیروی انسانی ،با ذخایر علمی و فنی جامعه و با منابع طبیعی در دسترس تلفیق گردیده وتولید خاصی را در اختیار جامعه می گذارد. تولید مورد بحث با عوامل دیگر تلفیق و به توزیع حاصل تولید بین خانوارها می انجامد و خانوارها با اتکاء بر سهم بدست آمده خود از تولید به تداوم حیات می پردازد.

چرخه اصلی زندگی اقتصادی بشر در همه ی دوران های تاریخی از نظر صورت یکسان ولی در محتوا دارای تفاوتهای بنیادی است. در این زمینه باید گفت که بشر در طی حیات خویش از دوران های بزرگ تاریخی ویژه ای گذشته و به دوران مدرن زندگی رسیده است.این دوران ها را از نظرگاه بحث مورد نظر در این مقدمه و از دید چگونگی تلفیق عوامل تولید می توان به دوره تاریخی اولیه ،دوره تاریخی متکی بر انقلاب کشاورزی ، و دوره تاریخی متکی بر انقلاب صنعتی،تقسیم نمود .انسانها،در طی حرکت خویش و گذر از یک دوران تاریخی به دوران بعدی ،تکمیل فرایند های دوران تاریخی مزبور و گذر از یک دوران تاریخی به دوران بعدی، تکمیل فرایند های دوران تاریخی مزبور و گذر مجدد به دوران بعدی،توانسته اند که بیشتر و بیشتر خود  را  از قیود  اقتصادی تأمین وسایل و ضروریات اولیه حیات برهانند و حداقل از این  نظر در پیشرفتی مداوم باشند . بدین گونه است که انسان توانسته است در حرکتی تدریجی هر روز امکانات خود  برای تکیه بر ابعاد غیر مادی زندگی را گسترش دهد و بیش از پیش « به اندیشه، تفکر و ابداع»توجه نمایند.

به عبارت دیگر چرخه ی اصلی زندگی اقتصادی بشر در هر یک از دوران های تاریخی دارای ویژگیهای خاص گردیده و مداوم از نظر محتوا در تحول بوده ومهم ترین عنصر این تحول در این نکته خلاصه می گردد که حرکت چرخه اقتصادی در مسیری اتفاق افتاده که بتدریج ولی به طور مداوم تاکید بیشتری بر اهمیت و وزن ذخایر علمی و فنی در فرایند تولید قرار گرفته است .

امروزه بشر در دوران انقلاب صنعتی مشغول زندگی است،دورانی که به نسبت دوران قبلی یعنی دوران انقلاب کشاورزی ،دوران مدرن نیز هست . انسان در این دوران با بکار گیری دستاوردهای علمی و فنی مدرن ، تولید کل و سرانه را تا بدان حد افزایش بخشیده که تأمین نیازهای اولیه و فیزیکی تداوم حیات دیگر مشکلی از مشکلات نیست. به عبارتی «تعادل معیشتی »که ویژگی اصلی چرخه ی اقتصادی زندگی بشر در دوران سنتی بوده به «تعادل رفاه»در دوران مدرن مبدل گشته است.

تولیددر دوران سنتی محدود است برای درک علت این مطلب باید به سه محور اساسی آن یعنی علم و فن،منابع طبیعی و نیروی انسانی توجه کرد . منابع در هر جامعه ای به طبع علم و فن تعریف می شود . بعنوان مثال تا زمانی که انرژی های فسیلی را نشناخته ایم جزو منابع ما محسوب نمی شود .پس اگر در جامعه ای علم و فن محدود است منابع نیز محدود می شود.

اما محور سوم تولید ،یعنی نیروی انسانی در جوامع سنتی اصل بر این است که منشا خانوادگی فرد تعیین کننده نقش تولیدی اوست .یعنی اگر کسی که در خانواده کشاورز به دنیا بیاید انتظار می رود کشاورز شود و .............

می دانیم که در این دوره تولید متکی بر انرژی بازوی انسان و حیوان بوده و دانش و مهارت را که می توان در محور علم و فن بحث کرد بسیار محدود بوده است.

به این ترتیب سه محور تولید ،یعنی علم و فن،منابع طبیعی و نیروی انسانی در جوامع سنتی محدود است . بدیهی است که تلفیق این سه محور محدود ،تولید محدود را در اختیار جامعه می گذارد .  در دنیای مدرن علم و فن به گستردگی تبدیل می شود . این گستردگی به تبع به افزایش قابل توجه منابع می انجامد .در زمینه محور دوم ، یعنی نیروی انسانی تولید از انرژی دست و بازو رها می شود و به انرژی مصنوع متکی می شود . بدیهی است که این جایگزینی به معنی وسعت گرفتن وگسترش یافتن انرژی در دسترس تولید نیز هست.

به هر حال ملاحظه می شود که سه محور مربوط به تولید ،یعنی علم و فن ،منابع و نیروی انسانی در چرخه ی اصلی زندگی اقتصادی در جامعه مدرن به شدت افزایش و گسترش می یابد. بدیهی است تلفیق آنها در جوامع مدرن باعث افزایش قابل توجه تولید و بازدهی می گردد.

به نظر می رسد که تمامی تحولات در چرخه ی اصلی زندگی اقتصادی به شرطی گذر تاریخی از جامعه ی سنتی به جامعه مدرن ،در اساس بر محور «علم وفن»در فرایند تولید متکی است. گسترش علم و فن باعث می گردد که از یک طرف منابع بسیار وسیع در اختیارجوامع صنعتی قرار گیرد و از طرف دیگرجامعه مزبور از جامعه ای بسته به جامعه ای باز تبدیل گردد ومنابع انرژی مورد استفاده در تولید اقتصادی از منابع «انسانی و حیوانی»به منابع مصنوعی مبدل شود.این تغییرات است که نهایتاً به افزایش بی سابقه و اعجاب انگیز کمیت وکیفیت تولید می انجامد و زمینه تولید انسانی نو را فراهم می آورد.

بشر ،در تمامی دوران های اقتصادی زندگی خود حجمی از ذخایر علمی و فنی دسترسی داشته و با به کار گیری این ذخایر در صحنه تولید توانسته است به سطحی از تولید اقتصادی نایل آید. دوران سنتی زندگی بشر نیز از این قاعده مستثنی نیست ، انسان سنتی با بهره گیری از ذخایر علم و فن ،توانسته زندگی خود را سرو سامان دهد.نگاهی کوتاه به علم و فن  در صحنه تولید اقتصادی کشور ما تا اوایل این قرن به عنوان نمونه ای از جامعه سنتی به خوبی نشان می دهد که علم و فن مورد بحث کاملاً قابل توجه نیز بوده است .در این زمینه کافی است به علم و فن مورد استفاده در مهار منابع کشور از طریق حفر قنوات،و یا با دانش و آگاهیهای علمی- فنی کشاورز سنتی ایران توجه شود تا معلوم شود که بحث علم و فن ،بحثی مدرن نیست و بشر از همان آغاز با این دو وسیله و ابزار جادویی دمساز بوده است . اما آنچه در دوران مدرن تازه است ، روش کسب علم و فن و روش انتقال آن در میان افراد یک نسل و یا نسلی به نسل دیگر است. به عبارت دیگر وجه ممیزه دوران های تاریخی بشر در وجود یا فقدان  ذخایر علمی فنی نیست، بلکه آنچه در زمینه علم و فن یک دوران تاریخی را از دوران های قبلی جدا می سازد دو مکانیسم یا روش است.

مکانیسم اول:روش کسب علم و فن.   در جوامع سنتی بر پایه تجربه و خطا در صحنه تولید است و در جوامع مدرن برپایه مطالعات کتابخانه ای و آزمونهای آزمایشگاهی است.

مکانیسم دوم:روش انتقال علم و فن.  در جوامع سنتی بر پایه شاگردی و ممارست در صحنه تولید می باشد و در جوامع مدرن بر پایه دوره های آموزشی از پیش تدوین شده است.

دو تحول اساسی فوق باعث شده که بشر در دوران مدرن تاریخ خود موفق به صرفه جوییهای عظیم در نادر ترین منابع خود یعنی زمان گردد و این صرفه جویی است که امکانات وسیع افزایش باز دهی و تولید را برای انسانهای عصر جدید فراهم آورده است .

نتبجه گیری : بنا براین مهم ترین عنصر درتحول محتوایی چرخه اصلی زندگی بشر حرکت این چرخه در مسیری است که به تدریج و مداوم تاکید بیشتری بر اهمیت و وزن ذخایر علمی-فنی جامعه در فرایند تولید قرار می گیرد. برای اینکه بازدهی در تولید بیشتر شود حتماً باید نیروی متخصصی وجود داشته باشد تا بتواند در جامعه نقش فعالی ایجاد کند . بدیهی است برای آموزش نیروی انسانی باید هزینه شود تا درکسب  تخصص  در زمان صرفه جویی شود و نیروی انسانی  عصرجدید با دوره های آموزشی دراستفاده از علم و فن بیشترین بازدهی را در تولید داشته باشد.

منابع:

عظیمی(آرانی)،حسین. (1393). مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران. تهران: نشر نی.

 

  • علی احمدی
  • علی احمدی

هزینه و سیاستگزاری در آموزش و پرورش                                استاد:دکتر بختیاری                                                                                                                  دانشجو:علی احمدی

 

مقدمه:به نظر می رسد هزینه های آموزش و پرورش وسیاستگزاری آن باگسترش آموزش  پرورش رابطه ی مستقیمی دارد. کشورهای پیشرفته در قرن حاضر بیشترین هزینه را به این بخش اختصاص داده اند و کشورهای مختلف سیاستگزاری های گوناگونی برای منابع مالی مورد استفاده در این امر داشته اند. لذا،در این نوشتار بر آنم که در مورد هزینه های  آموزش و پرورش و سیاستگزاری آن در سایر کشورها  را بررسی کنم.

هزینه و سیاستگزاری در آموزش و پرورش

در قرنی که در آنیم در کشورهای اروپایی کم و بیش در حد2در صد در آمد ملی به آموزش و پرورش اختصاص یافته که در کشورهای پیشرفته اروپایی و ایالات متحده آمریکا حدود 4تا5درصد در آمد ملی هزینه آموزشی و پرورشی اختصاص یافته استگسترش آموزش و پرورش باافزایش درآمد ملی رابطه مستقیم دارد.

مسایل هزینه

در هزینه های آموزشی عوامل چند دخالت دارد. اول :هزینه های آموزشی بیشتر در میزان  پیش بینی است. دوم: اختصاص دادن ارقام غیرآموزشی به مصارف آموزش و پرورش،یعنی جا به جایی بودجهسوم:اعتبارات هزینه های آموزشی در بودجه دولت بایستی سال به سال افزایش یابدازعواملی که در میزان بودجه یک کشور برای آموزش و پرورش می تواند تعیین کننده باشد.

عبارتند از: تعداد شاگردان و افرادی که باید مورد تعلیم قرار گیرند و کیفیت  تعلیم نیروهای ماهر با سطح پیشرفت های صنعتی و....

آیا منابع مالی برای هزینه های آموزشی کمیاب است

هزینه های آموزشی با در آمد ملی در رابطه است. در کشورهای پیشرفته این رقم به3 تا 5 درصد بالغ می شود .این وضع بدون استثنا  در همه ی کشورهای جهان روندی رو به افزایش دارد.

کمک های کشورهای آن سوی دریا ها

این کمک ها معمولا در تو سعه ساختمان ها و هزینه های تربیت معلم صرف می شود. کمک های آن سوی آبی  بیشتر صرف تربیت معلم و آموزش در مقطع متوسطه بوده است .از این جمله می توان  کمک انگلیس به هند و کمک ایالات متحده به کشورهای اقمار شوروی که تا حدی موثر بوده اشاره کرد.

سیاست گزاری های آموزش و پرورش در کشورهای غربی

درمورد سیاست گزاری آموزشی دو الگو وجود دارد. یکی الگوی فرانسوی که عبارت است از اجرای سیستم متمرکز با تعیین وزیری از جانب دولت  و اعطا اختیارات بسیار زیاد و به طور کلی اداره امور آموزش و پروش کشوردردست حکومت مرکزی است مانند کشور هند و پاکستان.الگویی دیگر که در مقابل آن قرار دارد که سیستم عدم تمرکز به این معنی که اختیارات آموزشی به مقامات محلی واگذار شده است.در آلمان بعد از جنگ جهانی اختیارات وسیعی مقامات محلی واگذار شد. ایالات متحده و انگلستان در این مورد راهی میانی را انتخاب کرده اند.

تغییرات در بودجه سالانه

فرضیه هایی که برای کمک به اقتصاد کشور برای رفع نیاز های آن کشور وجود داردراه حل اول: در کشورهای در حال توسعه نبایدانتظار داشت که بودجه از فروش بلیط بخت آزمایی که کاری ساده لوحانه است تامین شود،بودجه آموزش و پرورش غیر از وصول مالیات تامین نمی شود و تنها کار عملی انجام داد استفاده از بودجه سایر دستگاه های دولتی در صورت امکان است.راه حل دوم:  در کشور های توسعه یافته با کنترل جمعیت و آگاهی مردم بیشترین رقم بودجه آموزش و پرورش از راه وضع عوارض و مالیات به آموزش و پرورش است. راه حل سوم: در کشورهایی که بر اساس ایدؤلوژی ویژه خود همه ی هزینه های آموزشی از محل وصول مالیات تامین می شود و دولت ها بودجه ی آن را با رعایت اولویت های اقتصادی در نظر می گیرند.


منبع

ویزی،جان،آموزش و پرورش در جهان نو [مترجم] محمد علی فرجاد.تهران رسانه الکتریک1381.

  • علی احمدی
  • علی احمدی

این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.

همچنین وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. در بعد کسب و کار نیز، روز به روز بر تعداد شرکت هایی که اطلاع رسانی محصولات، خدمات و رویدادهای خود را از طریق بلاگ انجام می دهند افزوده می شود.

  • علی احمدی

این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار!

اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند.

همچنین گاهی هدف از نوشتن ترویج نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده یا ابراز احساسات و عواطف اوست. برخی هم انتشار نظرات خود را فرصتی برای نقد و ارزیابی آن می دانند. البته بدیهی است کسانی که دیدگاه های خود را در قالب هنر بیان می کنند، تاثیر بیشتری بر محیط پیرامون خود می گذارند.

  • علی احمدی