رابطه اقتصاد
با منابع و آموزش نیروی انسانی استاد:دکتر بختیاری
دانشجو:علی احمدی
|
مقدمه: مشکلی
که انسان از ابتدا با آن مواجه بوده،معیشت و تامین نیاز های اولیه برای زندگی اش
بوده است .پس انسان برای تامین نیازهایش باید تلاش فراوانی انجام می داد. با کشف آتش وگذشت زمان و پیشرفت در ساخت تجهیزات اولیه
کشاورزی وپیدایش روستا وپس از آن شهرها، برای استفاده از منابع موجود در طبیعت
بابهره گیری از علم ودانش در تولید
مایحتاج خویش و آموزش نیروی انسانی برای تولید بیشترمواجه بوده است. لذابرآنم که
رابطه اقتصاد با منابع و آموزش نیروی انسانی را بررسی کنم.
همیشه بین
جمعیت و نیازهای فیزیکی برای ادامه حیات رابطه ای دو طرفه وجود دارد. به عبارت
دیگر وجود جمعیت به معنی وجود برخی از
نیازهای اولیه و اساسی ادامه حیات بوده وچگونگی تامین این نیازها نیز بر چگونگی
ادامه حیات اثر می گذارد.
در همین
فرایند است که تولید اقتصادی جامعه شکل می گیرد و لذا رابطه ای بین اقتصاد و زندگی
برقرار می گردد که می تواند بصورت یک چرخه ی اقتصادی نیز مطرح گردد . بدین معنی که
می توان تصور کرد که جمعیت در هر لحظه از حیات خویش برای فراهم آوردن وسایل تأمین
و تداوم زندگی ، بخشی از خود را به عنوان نیروی انسانی در اختیار فرایند تولید می
گذارد . این نیروی انسانی ،با ذخایر علمی و فنی جامعه و با منابع طبیعی در دسترس
تلفیق گردیده وتولید خاصی را در اختیار جامعه می گذارد. تولید مورد بحث با عوامل
دیگر تلفیق و به توزیع حاصل تولید بین خانوارها می انجامد و خانوارها با اتکاء بر
سهم بدست آمده خود از تولید به تداوم حیات می پردازد.
چرخه اصلی
زندگی اقتصادی بشر در همه ی دوران های تاریخی از نظر صورت یکسان ولی در محتوا
دارای تفاوتهای بنیادی است. در این زمینه باید گفت که بشر در طی حیات خویش از
دوران های بزرگ تاریخی ویژه ای گذشته و به دوران مدرن زندگی رسیده است.این دوران
ها را از نظرگاه بحث مورد نظر در این مقدمه و از دید چگونگی تلفیق عوامل تولید می
توان به دوره تاریخی اولیه ،دوره تاریخی متکی بر انقلاب کشاورزی ، و دوره تاریخی
متکی بر انقلاب صنعتی،تقسیم نمود .انسانها،در طی حرکت خویش و گذر از یک دوران
تاریخی به دوران بعدی ،تکمیل فرایند های دوران تاریخی مزبور و گذر از یک دوران
تاریخی به دوران بعدی، تکمیل فرایند های دوران تاریخی مزبور و گذر مجدد به دوران
بعدی،توانسته اند که بیشتر و بیشتر خود را
از قیود
اقتصادی تأمین وسایل و ضروریات اولیه حیات برهانند و حداقل از این نظر در پیشرفتی مداوم باشند . بدین گونه است که
انسان توانسته است در حرکتی تدریجی هر روز امکانات خود برای تکیه بر ابعاد غیر مادی زندگی را گسترش
دهد و بیش از پیش « به اندیشه، تفکر و ابداع»توجه نمایند.
به عبارت
دیگر چرخه ی اصلی زندگی اقتصادی بشر در هر یک از دوران های تاریخی دارای ویژگیهای
خاص گردیده و مداوم از نظر محتوا در تحول بوده ومهم ترین عنصر این تحول در این
نکته خلاصه می گردد که حرکت چرخه اقتصادی در مسیری اتفاق افتاده که بتدریج ولی به
طور مداوم تاکید بیشتری بر اهمیت و وزن ذخایر علمی و فنی در فرایند تولید قرار
گرفته است .
امروزه
بشر در دوران انقلاب صنعتی مشغول زندگی است،دورانی که به نسبت دوران قبلی یعنی
دوران انقلاب کشاورزی ،دوران مدرن نیز هست . انسان در این دوران با بکار گیری
دستاوردهای علمی و فنی مدرن ، تولید کل و سرانه را تا بدان حد افزایش بخشیده که
تأمین نیازهای اولیه و فیزیکی تداوم حیات دیگر مشکلی از مشکلات نیست. به عبارتی
«تعادل معیشتی »که ویژگی اصلی چرخه ی اقتصادی زندگی بشر در دوران سنتی بوده به
«تعادل رفاه»در دوران مدرن مبدل گشته است.
تولیددر
دوران سنتی محدود است برای درک علت این مطلب باید به سه محور اساسی آن یعنی علم و
فن،منابع طبیعی و نیروی انسانی توجه کرد . منابع در هر جامعه ای به طبع علم و فن
تعریف می شود . بعنوان مثال تا زمانی که انرژی های فسیلی را نشناخته ایم جزو منابع
ما محسوب نمی شود .پس اگر در جامعه ای علم و فن محدود است منابع نیز محدود می شود.
اما محور
سوم تولید ،یعنی نیروی انسانی در جوامع سنتی اصل بر این است که منشا خانوادگی فرد
تعیین کننده نقش تولیدی اوست .یعنی اگر کسی که در خانواده کشاورز به دنیا بیاید
انتظار می رود کشاورز شود و .............
می دانیم
که در این دوره تولید متکی بر انرژی بازوی انسان و حیوان بوده و دانش و مهارت را
که می توان در محور علم و فن بحث کرد بسیار محدود بوده است.
به این
ترتیب سه محور تولید ،یعنی علم و فن،منابع طبیعی و نیروی انسانی در جوامع سنتی
محدود است . بدیهی است که تلفیق این سه محور محدود ،تولید محدود را در اختیار
جامعه می گذارد . در دنیای مدرن علم و
فن به گستردگی تبدیل می شود . این گستردگی به تبع به افزایش قابل توجه منابع
می انجامد .در زمینه محور دوم ، یعنی نیروی انسانی تولید از انرژی دست و بازو رها
می شود و به انرژی مصنوع متکی می شود . بدیهی است که این جایگزینی به معنی وسعت
گرفتن وگسترش یافتن انرژی در دسترس تولید نیز هست.
به هر حال
ملاحظه می شود که سه محور مربوط به تولید ،یعنی علم و فن ،منابع و نیروی انسانی در
چرخه ی اصلی زندگی اقتصادی در جامعه مدرن به شدت افزایش و گسترش می یابد. بدیهی
است تلفیق آنها در جوامع مدرن باعث افزایش قابل توجه تولید و بازدهی می گردد.
به نظر می
رسد که تمامی تحولات در چرخه ی اصلی زندگی اقتصادی به شرطی گذر تاریخی از جامعه ی
سنتی به جامعه مدرن ،در اساس بر محور «علم وفن»در فرایند تولید متکی است. گسترش
علم و فن باعث می گردد که از یک طرف منابع بسیار وسیع در اختیارجوامع صنعتی قرار
گیرد و از طرف دیگرجامعه مزبور از جامعه ای بسته به جامعه ای باز تبدیل گردد
ومنابع انرژی مورد استفاده در تولید اقتصادی از منابع «انسانی و حیوانی»به منابع
مصنوعی مبدل شود.این تغییرات است که نهایتاً به افزایش بی سابقه و اعجاب انگیز
کمیت وکیفیت تولید می انجامد و زمینه تولید انسانی نو را فراهم می آورد.
بشر ،در
تمامی دوران های اقتصادی زندگی خود حجمی از ذخایر علمی و فنی دسترسی داشته و با به
کار گیری این ذخایر در صحنه تولید توانسته است به سطحی از تولید اقتصادی نایل آید.
دوران سنتی زندگی بشر نیز از این قاعده مستثنی نیست ، انسان سنتی با بهره گیری از
ذخایر علم و فن ،توانسته زندگی خود را سرو سامان دهد.نگاهی کوتاه به علم و فن در صحنه تولید اقتصادی کشور ما تا اوایل این
قرن به عنوان نمونه ای از جامعه سنتی به خوبی نشان می دهد که علم و فن مورد بحث
کاملاً قابل توجه نیز بوده است .در این زمینه کافی است به علم و فن مورد استفاده
در مهار منابع کشور از طریق حفر قنوات،و یا با دانش و آگاهیهای علمی- فنی کشاورز سنتی
ایران توجه شود تا معلوم شود که بحث علم و فن ،بحثی مدرن نیست و بشر از همان آغاز
با این دو وسیله و ابزار جادویی دمساز بوده است . اما آنچه در دوران مدرن تازه است
، روش کسب علم و فن و روش انتقال آن در میان افراد یک نسل و یا نسلی به نسل دیگر
است. به عبارت دیگر وجه ممیزه دوران های تاریخی بشر در وجود یا فقدان ذخایر علمی –فنی نیست، بلکه
آنچه در زمینه علم و فن یک دوران تاریخی را از دوران های قبلی جدا می سازد دو
مکانیسم یا روش است.
مکانیسم
اول:روش کسب علم و فن. در جوامع سنتی بر
پایه تجربه و خطا در صحنه تولید است و در جوامع مدرن برپایه مطالعات کتابخانه ای و
آزمونهای آزمایشگاهی است.
مکانیسم
دوم:روش انتقال علم و فن. در جوامع سنتی
بر پایه شاگردی و ممارست در صحنه تولید می باشد و در جوامع مدرن بر پایه دوره های
آموزشی از پیش تدوین شده است.
دو تحول
اساسی فوق باعث شده که بشر در دوران مدرن تاریخ خود موفق به صرفه جوییهای عظیم در
نادر ترین منابع خود یعنی زمان گردد و این صرفه جویی است که امکانات وسیع
افزایش باز دهی و تولید را برای انسانهای عصر جدید فراهم آورده است .
نتبجه
گیری : بنا براین مهم ترین عنصر درتحول محتوایی چرخه اصلی زندگی بشر حرکت این چرخه
در مسیری است که به تدریج و مداوم تاکید بیشتری بر اهمیت و وزن ذخایر علمی-فنی
جامعه در فرایند تولید قرار می گیرد. برای اینکه بازدهی در تولید بیشتر شود حتماً
باید نیروی متخصصی وجود داشته باشد تا بتواند در جامعه نقش فعالی ایجاد کند .
بدیهی است برای آموزش نیروی انسانی باید هزینه شود تا درکسب تخصص در
زمان صرفه جویی شود و نیروی انسانی عصرجدید
با دوره های آموزشی دراستفاده از علم و فن بیشترین بازدهی را در تولید داشته باشد.
منابع:
عظیمی(آرانی)،حسین. (1393). مدارهای
توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران. تهران: نشر نی.